
"سوتک"
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر ازخاک اندامم چه خواهدساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد
بدست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دمش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند بر من سکوت مرگبارم را...

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند واز صحنه رود
صحنه پيوسته بجاست
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد
هنوز مات و مبهوتم. هيچي كاري از دستم بر نمي آيد.باورم نمي شود كه ديگر اردشير نيست. واو ازميان ما رخت بربسته و رفته. خدايا چه كنم.خودت كمكم كن.به خودم مي گويم اي كاش هيچ وقت اتومبيل اختراع نمي شد.تا اين اتفاق رخ نمي داد.مرگ اردشير حادثه اي بود بس جانكاه .حسابي عصبي شدم.از خداوند مي خواهم كه در وهله اول به خانواده ايشان صبر بدهدسپس به من
در گذشت جانسوز هنرمند و شاعر فقيد زنده ياد:اردشير اسماعيلي مسؤل انجمن شعر شهرستان را به خانواده ايشان و جامعه هنري تسليت مي گويم.
ام ابیها فاطمه زهرا (س)
بر شیعیان جهان
تسلیت باد.
تو با نسترن و یاس سراغم آیی
وبه این باغچه خشک دلم
نرگس و اطلسی و زنبق ورز هدیه دهی
با حضورت همه چلچله ها از تو خواهند سرود آه!.....
ای پاکتر ازشبنم صبح
پشت این کوچه تاریک سکوت
چشمه ای تا ابدیت جاریست
که از آن جویبار غزلم
راهی پاکترین دریاهاست
امروز چهارشنبه 1387.2.25 روز بزرگداشت فردوسی نامگذاری شده است.
حکیم ابوالقاسم فردوسی این داستان سرای نامور ، شهریاران و فرمانروایان این سرزمین کهن را که سالیان دراز در دل خاک آرمیده و گذشت زمان نیز آنان را از صحنه روزگار و صفحه اندیشه تاریخ زدوده و برای همیشه از فضای این جهان خاکی محو و نابود گردانیده است،از زیر آوار قرون و اعصار بیرون آورده و بدین طریق،با ارایه رفتار و کردار این جهانگشایان گردنکش و سرافراز،نام آنان را در صفحات و اوراق این گنجینه حماسی (شاهنامه )ماندگار کرده است.
ایران ما مهد علم،فرهنگ، ادب و هنر است.سرزمین حافظ،سعدی،فردوسی و دیگر شعرای پارسی زبان پس بیاییم آنگونه که شایسته است آنها را ارج نهیم و یادشان را گرامی بداریم. ونگذاریم این اسطوره های ادبی ما به فراموشی سپرده شوند.همچنانکه در کشور دوست و همسایه (ترکیه)که خود را صاحب اصلی مولانا می دانند و هر ساله کنگره بین المللی برای بزرگداشت این شاعر پارسی زبان می گذارند چرا ما صاحبان اصلی آنان نباشیم. تا جائی که بنده اطلاع دارم مولانا این عارف شهیر ایرانی الاصل حتی یک بیت هم به زبان ترکی شعر نگفته ولی در خارج از ایران وی را شاعر ترکی می گویند. پس بیاییم فقط به نوشتن بزرگداشت در تقویمهایمان اکتفا نکنیم.......
چندی پیش یه برنامه داشتیم که قرار بود چند نفر را به عنوان میهمان از تهران دعوت کنیم.میهمانان رسیدندو آنها را برای استراحت به یکی از مهمانپذیرهای به قول خودشان درجه ۱ بردیم. اول اینکه با این هوای بسیار گرم در اتاقهاشون کولر نگذاشته بودند. دوم اخلاق و رفتار بسیار زننده مسوول مهمانپذیر بسیار جالب توجه بود .وقتی میهمانان ما از ایشان درخواست کردند که آب قطع است و آب نیاز داریم با بی توجهی او روبرو شدند و موردهای فراوان دیگری که فکر کنم نیاز به تحریر آنها نباشد. بعد ما انتظار داریم که فرهنگ خود را به دیگران معرفی کنیم.براستی چطور و چگونه؟
آدرس:دهدشت-کوی آزادگان(۱)-کوچه شهید پالار -مجتمع فرهنگی و هنری شماره(۱)
باورم نمیشه که در چنین عصری کسی پیدا بشه که بدون چشمداشتی بخاد به دیگران کمک کنه.فکر می کردم که آن دوران تموم شده و هرکس به دنبال یه لقمه نون بیشتر می دوه تا بلکه به دیگران فخر بفروشه یا از قافله دیگران عقب نیفته.اما من دیدم.اولش باور نمیکردم ولی کم کم باور شد.فهمیدم این منم که خیلی با دیده بد بینی به همه چیز می نگرم.پس هنوز هستند کسانی که دلشون با شهرشون و برای مردم شهرشون می تپه.آره زیاد حاشیه نمیرم .بله می خواستم در مورد کسی صحبت کنم که با کارهایی که انجام داد مرا به حیرت وا داشت.او هر روز ۵۰۰ کیلومتر مسافت را طی می کنه تا به همشهریهاش خدمت کنه. و به قول خودش دین خودش را به شهرش ادا کنه.پس بیاییم او را تنها نگذاریم و تا رسیدن به تحقق اهدافش او را کمک کنیم که البته در وهله اول نفعش برای ما و مردم شهرمان است.بیاییم انگیزه او را دو چندان کنیم زیرا دیگر از این فرصتها کم پیش می آید
بسیار خوشحالم که به جمع ساکنین دنیای مجازی پیوستم